تبليغاتX
مديران خبره
سقف شيشه اي
 
    شايد شما هم جزء كساني هستيد كه در روياهايتان و در خلوت تنهايي و در تاريكي شب ، چشمك زدن ستاره ها را از سقف شيشه اي اتاقك خاموش تان نظاره كرده ايد و نهايت لذت را از اين لحظات برده ايد.

    امّا ؛

   آيا تا به حال " سقف شيشه اي " را در محيط كار وحيطه ي سازماني شنيده ايد ؛ يا تجربه كرده ايد؟
   بعضي از شركت ها ، سازمانها ، ملت ها و فرهنگ ها براي ارتقاء و پيشرفت رو به بالا ي بعضي از كارمندان و كاركنان و يا اقلييت ها( جنسي ، قومي ، نژادي ، سني ...) از يك حد و رتبه اي به بالا ، ايجاد مانع مي كنند كه اين مانع نامرئي و نامشهود مي باشد كه در علم مديريت به اين مانع نامرئي ونامشهود " سقف شيشه اي" مي گويند.
۱)شما مي توانيد نمونه هايي از اين موانع نامرئي و نامشهود را در ايران وسازمانهاي ايراني برشمريد؟
۲)بنظر شما "سقف شيشه اي" تا چه حد مطلوب ويا نامطلوب است؟
 
 
2 نوشته شده در  جمعه 1386/11/26ساعت 17:28  توسط Master  | 

پنج اصل اساسي شكوفايي اقتصادي

پنج اصل اساسي رشد اقتصادي كه براي رسيدن به موفقيت اقتصادي بايد رعايت كنيم:

1)      اولين ومهمترين اصل نقش قانون است . بدون مساوات فردي در مقابل قانون  ِ كارآفرينان نمي توانند  در صنايع وتجارت هاي موجود به رقابت بپردازند. بايد از اتحاد واحدهاي اقتصادي موجود ودولت ها كه همواره موانعي براي كارآفرينان جديد ايجاد مي كنند اجتناب كرد.

2)      دومين اصل اساسي حقوق مالكيت است . بديهي است در كشورهاي قانونمدار اگر شما ملكي را بخريد همه مي دانند شما صاحب آن هستيد . ولي در برخي از كشورها داراي چنين نظام دارايي نبوده و فرهنگ آنرا ندارند.

3)      سومين اصل موفقيت اقتصادي  نرخ پايين ماليات هاست . ماليات  تنها وسيله براي افزايش درآمد دولت نيست بلكه خود يك نوع قيمت هم هست .

4)      چهارمين اصل  ساده تر كردن امور براي راه اندازي فعاليت هاو تجارت هاي قانوني است . حذف بوروكراسي و ديوانسالاري در اين مسير جنبش جديدي را در اقتصاد ايجاد خواهد كرد.

5)      پنجمين وآخرين اصل هم تجارت آزاد يعني گسترش بازارها براي استفاده از فرصت هاي تجاري است .

 

منبع : ماهنامه اقتصاد ايران (سال دهم شماره 107 – دي ماه 1386)

2 نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت 9:20  توسط Master  | 

اصل پيتر
               بر اساس اصل بي كفايتي پيتر هر فرد درسازمان تا جايي ارتقا مي يابد كه به آستانه ي بي كفايتي خود برسد . هنگاميكه فرد بدين آستانه رسيد ديگر ارتقا نمي يابد . اصل پيتر را گاهاً اصل بي كفايتي نيز مي گويند.
2 نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت 0:58  توسط Master  | 

استراتژی انحصار

     با آنكه اقتصاد مان جهاني نيست اما از دير باز وضع اقتصادي كشور مان ( ايران ) تحت تاثير عوامل بين المللي  و اگر بهتر بگوييم سياستهاي خارجيمان بوده است. در مواقعي كه كشورهاي ديگر از صدور كالاهايشان به كشورمان جلوگيري كرده اند كل اقتصادمان دست خوش تغيير و تحول بوده و ما توان مقابله به مثل را نداشتيم. و در واقع هميشه منفعل بوده ايم . اين در حاليست كه پتانسيل لازم را براي اكتيو و فعال بودن را در اختيار داريم .

   اگر كمي به استراتژي هاي انحصار و توليد كالاهاي ملي توجه داشته باشيم  توان مانور و تعاملمان با كشورهاي ديگر بيشتر و بهتر خواهد شد . مامي توانيم با تامين امكانات لازم براي توليد بسياري از كالاهايمان در جهان بصورت انحصاري عمل كنيم . از جمله در توليد فرش  خاويار پسته زعفران و بسياري ديگر از كالاهايي كه طبيعيت انحصار آنها را به ما سپرده ولي ما با بي توجهي و كم توجهي توليد آنرا به ديگران واگذار كرده ايم .

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/17ساعت 14:30  توسط Master  | 

پيگماسيون:

يكي از خطاهاي معمول مديران است  اما ميزان مناسب ومتعادل آن سازنده است این خطا هنگامی روی می دهدکه مدیران که بواسطه ی انسان بودن دارای برخی کاستی ها ونقایص می باشند ‌از کارمندانشان انتظار ایده ال بودن دارند.

مديران با تصميمي كه نسبت به يك فرد مي گيرند آن فرد را در جهت آن تصميم هدايت مي كنند . بطور مثال مديري كه يك كارمندي را فعال مي داند با رفتارش زمينه ي فعاليت را در او ايجاد مي كند.

2 نوشته شده در  جمعه 1386/11/12ساعت 0:44  توسط Master  | 

همه باهم در انتخابات

دوستان عزيز مي خوام دو تا سوال درباره ي انتخابات ازتون بپرسم :

در انتخابات شركت مي كنين يا نه ؟

اگه اصولگرا هستين حتماً در انتخابات شركت مي كنين .اما اگه اصلاح طلبين بهتره حرصتون رو فرو بخوريد و قهر نكنين چون با شركت نكردنتون رقيبتون كه حالا نامزدهاي اصليتون  رو رد صلاحيت هم كرده به آرزوي قلبيش مي رسه و نامزدهاي خودشو به بهارستان مي فرسته ولو با راي كم .

به كي راي مي دين؟

به كسي كه دو ماه  تموم تا روز انتخابات همش پول خرج مي كنه و صبحونه وناهار و شام بده ( اين جواب كسييه كه گدا صفت بار اومده وعزت نفس نداره و نمي دونه كسيكه كه اين همه برا راي جمع كردن پول خرج مي كنه اگه راي بياره فقط به فكر پس گرفتن پولاش از كيسه ي ملته ) . به كسيكه وعده بده اگه نماينده بشه به همه وام ماشين وخونه وكار ميده ( اين جواب كساييكه ساده لوحن واز انتخابات هاي قبلي عبرت نگرفتن و همه چيز رو فراموش كردن وهميشه گول وعده وعيدا رو مي خورن) به كسيكه آدم خوبيه و مردمداره به درد مردم مي خوره ( اين جواب كساييكه فكر مي كنن نمايندگي يعني همساييگي ) . اما نماينده كسيه كه از طرف مردمي كه بهش راي دادن در مجلس حضور داره و درباره اصلي ترين مسائل مربوط به ملت و كشو تصميم گيري مي كنه .درسته كه نماينده بايد آدم خوبي باشه اما بايد بدونه چه سياستي براي بهبود وضع اقتصادي مردم رفاه مسكن بهداشت بيكاري آموزش روابط خارجي و... بهتره ؟ خوبه ؟

دوستان عزيزم بيايين اگه تا حالا به اين مسئله فكر نكرده بوديم و معيارهاي اشتباهي رو براي انتخاب كردن نمايندمون به كار مي گرفتيم اين دوره با دقت و وسواس بيشتري نمايندمون رو انتخاب كنيم . نگيد فرق نمي كنه . اگه امروز حال وروز ما اينه  بخاطر كم توجهي وبي تفاوتي ماست .

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/10ساعت 15:18  توسط Master  | 

هنر مدیریت یا علم مدیریت

  مدیریت توانایی کار کردن با دیگران و به وسیله ی دیگران برای رسیدن به اهداف تعیین شده از طریق استفاده حداکثر از حداقل منابع در دسترس و شناسایی تهدیدها و فرصت ها.

اين توانايي دوروي علمي و هنري دارد : علم و دانش مديريت وهنر انجام بهتر كارها.
2 نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 15:19  توسط Master  | 

من هستم پس می اندیشم
 

درجهانی زندگی می کنیم که امروزش با دیروز قابل مقایسه نیست تفاوت امروز با دیروز از نظر زمان تنها یک دور چرخش عقربه کوچک ساعت است. اما از لحاظ پیشرفت به اندازه ی به ثمر نشستن ده ها سال تحقیق شبانه روزی وکشف حقایق تازه از عالم خلقت  کشف شیوه ای جدید از کار و مدیریت.

فرق امروز ودیروز فاصله شکست و پیروزیست . فاصله بودن ونبودن . پس بیاییم تا این هست نیست نشده بیاندیشیم وبیاموزیم بهترین شیوه ها را شاید فردا نباشیم.

2 نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 8:54  توسط Master  | 

فرمول+40 رابه کار ببرید.

 بدانید که چهل ساعت کار هفتگی صرفا برای گذران زندگی کافیست وهر ثانیه کار اضافه بر 40 ساعت در جهت کسب موفقیت است. اگر می خواهید از زندگی معمولی و متوسط فاصله گرفته به ایده ها وآرمانهای خود حرکت کنید باید به ساعات کار هفتگی خود بیافزایید .
بسیاری از افراد موفق  در هفته حدود 59 ساعت کار می کنند واین در حالیست که در اوایل حتی بین 60 تا 70 ساعت کار میکردند البته ساعات  بیشتر سر کار بودن تاثیر زیادی نخواهد داشت اگر کار مفید و موثری انجام ندهید
.

2 نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 8:46  توسط Master  | 

سلام

با سلام خدمت دوستان

منتظر باشید خبری در راه است

2 نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/03ساعت 11:56  توسط Master