به عبارت ساده ، روابط كار عبارتست از رابطه ي بين مديريت و كارمندان در سازمان . سازماني كه ممكن است يك كسب وكار كوچك باشد ، توسط مالك آن اداره مي شود . ويا ممكن است هزاران سهامدار مالك يك شركت چند مليتي باشند اما توسط حرفه اي ها اداره شود . در كشورهاي سوسياليست همچون چين و ويتنام ، مالك موسسات ممكن است دولت و يا سرمايه گذاران مشترك خارجي باشد .
صرفنظر از طبيعت ، اندازه يا مالكيت شركت ، روابط كار ممكن است درسطح فردي و يا گروهي صورت گيرد .در سطح فردي ، به رابطه ي فرد – فرد ، بين مالك و كارمندان ، بين مديران و ديگر كارمندان ، يا بين سرپرستان و زيردستان آنها اشاره دارد .در اين سطح رابطه معمولا غير رسمي است .
اگر شركت اتحاديه اي باشد ، روابط كاري در سطح گروهي خواهد بود . روابط كاري گروهي ، رابطه رسمي است بين مديران شركت و اتحاديه هايي كه كارمندان را عرضه مي كنند ؛ كارمنداني كه كه از اعضاء آن اتحاديه هستند . در اين مفهوم ، عبارت " روابط صنعتي " استفاده مي شود . از زماني كه قوانين زيستي مانند قانون روابط صنعتي و قانون اتحاديه هاي كارگري بكارگرفته شده ، رابطه ي گروهي قانونمندتر شده است . آن شامل فرايند رسمي مذاكره دسته جمعي كاركنان با مديران ( براي دستمزد وشرايط كار) و رفع اختلافات و مشاجره است . بنابرين ، روابط صنعتي ممكن است جزئي از روابط كار بنظر آيد . ( Tan , 2002.2 )